لغت نامه دهخدا
نردتخته. [ ن َ ت َ ت َ / ت ِ] ( اِ مرکب ) تخته نرد. رجوع به نرد و تخته نرد شود.
نردتخته. [ ن َ ت َ ت َ / ت ِ] ( اِ مرکب ) تخته نرد. رجوع به نرد و تخته نرد شود.
تخته نرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موضوع فصلهای ۹ تا ۱۹، جنبههای مختلف زندگی شخصی است؛ مانند مزایای جوانی، آداب رفتار اجتماعی (مانند آداب سفره و افراط در نوشیدن شراب)، تفریحاتی همچون شطرنج و تخته نرد، قمار و شوخی کردن، عشق و لذت رابطه جنسی با پسران و زنان، حمام آب گرم، خوابیدن و استراحت کردن، بازی کردن و چوگان.
💡 چرخ و انجم ز بهر نرد تو گشت تخته آبنوس و مهره عاج
💡 خال زیاد فرضکن و نرد وهم باز بر هیچ تختهای نفتادهست طاس ما
💡 دهر چون تخته قضا مهره فلک کهنه حریف کیست مردی که در این نرد قماری بکند
💡 این ورزش در اصل یکی از بازیهای قدیمی کشور ژاپن است. قدمت بازی بوتااوشی مانند بازی تخته نرد، به سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ برمی گردد. در این سالها روش بازی به این شکل بود که تیم مهاجم میبایست تیر چوبی را تا ۴۵ درجه پایین بیاورد تا تیم حریف را از پا درآورد. در سال ۱۹۷۳ در قوانین بازی اصلاح انجام شد.