لغت نامه دهخدا
ناظر عام. [ ظِ رِ عام م ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حاکم یا قائم مقام او که در صورت عدم تعیین ناظر خاص از طرف واقف به عنوان منصب ولایت عامه امور وقف را اداره می کند. ( یادداشت مؤلف ).
ناظر عام. [ ظِ رِ عام م ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حاکم یا قائم مقام او که در صورت عدم تعیین ناظر خاص از طرف واقف به عنوان منصب ولایت عامه امور وقف را اداره می کند. ( یادداشت مؤلف ).
حاکم یا قائم مقام او که در صورت عدم تعیین ناظر خاص از طرف واقف بعنوان منصب ولایت عامه امور وقف را اداره میکند.
💡 اگر كتابى به صورت (وقف عام ) باشد و بهره بردارى از آن براى افراد مشخصىمحدود نباشد، نسخه بردارى از آن - براى كسى كه نگاهدارى كتاب وقفى و انتفاع واستفاده از آن براى وى جائز باشد - بلامانع است. البته بايد اين استنساخ تواءم باحزم و احتياط انجام گيرد. و اگر ناظر كتاب وقفى و يا كسى كه از طرف ناظر، ماءذون ومجاز است داراى اهليت اصلاح كتاب باشد مى تواند آنرا اصلاح كند؛ بلكه مى توان گفتگاهى چنين اصلاحاتى به سر حد وجوب مى رسد. و چنانچه كتاب داراى ناظر خاصىنباشد، حق نظارت بر آن، با حاكم شرع خواهد بود.
💡 ای بر سپهر دین خداوند نجم سعد ناظر شده ببرج سعادت بخاص و عام