نا انداخته

لغت نامه دهخدا

ناانداخته. [ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نسنجیده و از پیش فکر ناکرده: و اندیشه نکردند که سخن ناانداخته نباید گفت. ( تفسیر ابوالفتوح ج 5 ص 110 ).

فرهنگ فارسی

نسنجیده و از پیش فکر نا کرده. و اندیشه نکردند که سخن نا انداخته نباید گفت.

جمله سازی با نا انداخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نيز مى گويند:((امامت در قرآن بسيار تصريح شده، ولى آنها را انداخته اند)).

💡 از لبت در بزم مستان چون گذشته نکته ای آتشی در جام و شوری در کباب انداخته

💡 زان شراب آتشین کافکنده در جام چو لب آتشی گویا به جان شیخ و شاب انداخته

💡 آياتى از قرآن را فراموش كرده و از قرآن انداخته، تا اينكه يكى از اصحاب همانا رامى خواند و به خاطرش مى آورد.

💡 مه، برین چرخ یکم از امر حق، در تیره شب خویشتن را همچو شمعی در دخان انداخته

💡 پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: (آيا مى خواهى همسرت را به خانه ببرى ؟ علىعليه السلام هم چنان كه سرش را به زير انداخته بود گفت: (آرى پدر و مادرم فداىتو باد!)

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز