نا ازاد

لغت نامه دهخدا

( ناآزاد ) ناآزاد. ( ص مرکب ) نجات نیافته و خلاص نشده. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). بنده. مقید. غیر معتق. که مختار ومخیر نیست. || بد اصل و بد نژاد. ( ناظم الاطباء ). نانجیب که اصالت ندارد. || کنایه از مرد لئیم بخلاف آزاد مرد که سخی است. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). فرومایه. || سرافکنده.

فرهنگ فارسی

( نا آزاد ) ۱ - بنده برده. ۲ - نجات نیافته. ۳ - بداصل بد نژاد نانجیب. ۴ - لئیم مقابل آزد.

جمله سازی با نا ازاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1. اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: صلوات فرستادن بر پيامبر صلى الله عليه وآله ناهان را از بين مى برد. بهتر از نابود كردن آب آتش را. سلام كردن بر پيامبرصلى الله عليه و آله برتر از ازاد كردن چند برده است. دوست داشتنرسول خدا صلى الله عليه و آله برتر از فدا كردن جانهاست. يا فرمودند: برتر ازشمشير زدن در راه خدا است.

💡 بالاخره ارباب تصميم گرفت تا غلام خويش را ازاد سازد و يكپول و سرمايه زيادى هم به او بدهد، بعد يك شب با او نشست و درددل خود را بيرون ريخت و رو به غلام كرد و گفت: اى غلام من حاضرم كه تو را آزاد كنم واين اندازه پول هم به تو بدهم ولى آيا مى دانى كه اين همه خدمتهايى كه من به توكردم براى چه بود؟

💡 از اين رو امام (ع ) كالاها و لباسهايى كه آنحا بود و مى شد آنها را بهپول تبديل كرد به او بخشن و فرمود: اينها را مى گيرى و مى روى در آنجاتبديل به پول مى كنى بعد مى دهى و فرزندت را ازاد مى كنى.

💡 ثم ازاد الموت فيهم ولوجا، فحيل بين احدهم و بين منطقه، و انه لبين اهله، ينظر ببصرهو يسمع باذنه...

💡 چندین سلول حاصل قبل از اینکه موج نهایی انزیم‌های لاکتیک را برای ازاد شدن از بدلوپلاست وجستجوی شکار بیشتر ازاد کنند، فلاژله دار می‌شوند.