لغت نامه دهخدا
من و من کردن. [ م ِن ْ ن ُ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، به کندی و با فاصله مقصود گفتن. جویده گفتن یا خواندن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سخن گفتن چنانکه فهم نشود. رجوع به من من و من من کردن شود.
من و من کردن. [ م ِن ْ ن ُ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، به کندی و با فاصله مقصود گفتن. جویده گفتن یا خواندن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سخن گفتن چنانکه فهم نشود. رجوع به من من و من من کردن شود.
( مصدر ) جویده جویده و تو دماغی سخن گفتن با تانی و درنگ بسیار سخن گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگو راه من اين است كه من و پيروانم با بصيرتكامل همه مردم را بسوى خدا مى خوانيم، خداى يكتا منزّه است، و من از مشركان نيستم (8.1).
💡 ای دل از حال من و بلبل چه میپرسی برو ما دو تن شوریده را کاری به جز فریاد نیست
💡 به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو آن نهای که بودی
💡 پس نيتجه اين معصومين، مانند من و شما براى امتحان به اين دنيا نيامدند و آنهابزرگترين لطف و نعمتى هستند كه خداوند به بشر عنايت كرده است به چنددليل:
💡 بدانيد كه هم من و هم شما روز قيامت مورد سؤ ال قرار مى گيريم، پس شما در مورد من چهخواهيد گفت ؟)).
💡 حادثات فلکی چون نه به دست من و توست رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا؟