مغز کردن

لغت نامه دهخدا

مغز کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون کردن مغز پسته و بادام و گردو و تخم کدو و هندوانه و امثال آن. از پوست باز کردن، چنانکه بادام و پسته و فندق و تخم کدو و مانند آن را: پسته ها را مغز کن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بیرون کردن مغز پسته و بادام و گردو و تخم کدو و هندوانه و امثال آن از پوست باز کردن.

جمله سازی با مغز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از دیگر کشفیات ایشان می‌توان به پیدا کردن دو رشته عصبی در مغز «که یکی از آنها به قطعه پیشانی و دیگری به کپسول خارجی می‌رود» اشاره کرد. پیدا کردن طبقه عمقی رباط دلتویید (که در ارتوپدی نقش بسیار مهمی دارد) و ثبت آن در مجامع جهانی از دیگر پژوهش‌های این مرد علم است.

💡 روانشناسی بیولوژیکی به مطالعه علمی بسترهای بیولوژیکی از رفتار و حالات ذهنی می‌پردازد. روانشناسی زیست شناختی بخشی از روانشناسی است که سعی در درک و روشن کردن عملکردهای روانشناختی با فرآیندهای بیولوژیکی دارد. به عنوان مثال، نحوه عملکرد مغز و سیستم عصبی بر افکار، رفتارها و احساسات ما تأثیر می گذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران