لغت نامه دهخدا
خرمن کردن. [ خ ِ / خ َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد خرمن کردن. دسته های گندم را کنار هم چیدن و آماده برای خرمن کردن. || تل کردن. توده کردن. کپه کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرمن کردن. [ خ ِ / خ َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد خرمن کردن. دسته های گندم را کنار هم چیدن و آماده برای خرمن کردن. || تل کردن. توده کردن. کپه کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( مصدر ) ۱ - انباشتن توده کردن. ۲ - توده کردن غله که هنوز آنرا نکوفته و از کاه جدا نکرده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول ماههای ژوئیه و اوت، هارولد منتظر تلاش ویلیام برای پایهریزی یک حمله بود. هارولد نیروهایش را در نزدیکی سواحلی که امکان داشت ویلیام از آنجا پا به خشکی بگذارد، قرار داد. برخی از نیروهای هارولد از این انتظار خسته و آزرده شده بودند، زیرا به آنها جیرهای کافی نمیرسید. آنها به خانه بازگشتند، زیرا در آن هنگام، زمان خرمن کردن فرا رسیده بود و بسیاری از نیروهای هارولد را کشاورزان سرسپرده تشکیل داده بودند.