مجری کردن

لغت نامه دهخدا

مجری کردن. [ م ُ را ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجری داشتن. اجرا کردن. و رجوع به مجری داشتن شود.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - روان کردن. ۲ - عمل کردن. ۳ - بمرحل. اجرا در آوردن. ۴ - چیزی را در زمر. چیزی دیگر محسوب داشتن: مرا با کوه تمکینی سر و کار است از قسمت که گر سیلاب خون گریمنگردد پیش او مجری. ( تاثیر )

جمله سازی با مجری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نحوه مسابقه در سال‌های اخیر بسیار تغییر کرده است. مسابقه هر سال در کشوری برگزار می‌شود که سال قبل برنده شده است و شبکهٔ میزبان شبکهٔ ملی آن کشور بوده که برنامه را اجرا می‌کند. هر سال ۱ یا چند مجری مسئولیت اجرای برنامه را بر عهده می‌گیرند. در اول، وسط و آخر برنامه اجراهایی وجود دارد که برای سرگرم کردن تماشاچیان بکار برنده می‌شود. در اول مسابقه اولین چیزی که به نمایش در می‌آید آرم شبکه EBU می‌باشد و بعد از آن برنامه شروع می‌شود.

💡 یک نسل کامل از اعراب گوهر را از برنامه تلویزیونی محبوبش، «دنیای دریا» می‌شناسند، که بیش از ۱۸ سال مجری آن بود. گوهر با برجسته کردن مناظر زیر آب و زندگی طبیعی دریا، دانش الهام‌بخشی را در مورد زیست‌شناسی دریایی به اعراب هدیه کرد و به خاطر صدای متمایز و عشق بی‌پایانش به یاد اقیانوس می‌پردازد.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز