لگد لک
لغت نامه دهخدا
لگدلک. [ ل َ گ َ ل َ ] ( اِ ) لگد ( ؟ ). ( فرهنگ شعوری ).
فرهنگ فارسی
لگد
جمله سازی با لگد لک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز ما مشت خسان دور است پابوس سمند او چنین کین بخت توسن می زند هر دم لگد ما را
💡 ما به کرونا لگد میزنیم ( آلمان) – فوتبال 16[›]ویتوریا اولیوری و کارولا پسینا ( ایتالیا) – تنیس 17[›]
💡 به گفتهٔ یکی از معاونان هیتلر به نام تراودل یونگه، اِوا از بلوندی متنفر بود و همیشه او را در زیر میز لگد میزد.
💡 لگد کوبِ فراقت گر مرا خاکی کند شاید مگر بازآورد بادی که بر کویت گذر دارد
💡 از چه باشد حسدت ای که به فردا جسدت خاک زیر لگد کوزه گران خواهد بود
💡 همين پاسخ كافى بود تا او را به زير مشت و لگد خود بگيرند و بر جاهاى حساسش مدامبزنند و بر زمينش بكشند واز مسجد بيرونش كنند و بيهوش و ناتوان در بيابان رهايشسازند.