لغت نامه دهخدا
روستار.( اِ ) دهقان. ( آنندراج ). روستا. ( از فرهنگ شعوری ).
روستار.( اِ ) دهقان. ( آنندراج ). روستا. ( از فرهنگ شعوری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به رونق روستای رشمه در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ هجری، روستای رشمه در دهه ۱۳۶۰ از یک واحد خانه بهداشت روستایی برخوردار گردیدهاست. این مرکز درمانی علاوه بر اهالی رشمه به ساکنین روستای سعدآباد نیز به عنوان قمر روستاری رشمه خدمات ارائه میدهد.