کوزه گران

مترادف‌ها

سفالگران

لغت نامه دهخدا

کوزه گران. [ زِ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی که در شهرستان کرمانشاهان واقع است و 175 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کوزه گران. [ زِگ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش سلدوز که در شهرستان ارومیه و در 2500گزی جنوب خاوری نقده واقع است و 276 تن سکنه دارد. آب آن از رود کدار و چشمه و محصول آن غلات و چغندر و توتون و حبوبات است. شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. این ده در دو محل نزدیک به هم به نام کوزه گران بالا و پائین مشهور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کوزه گران. [ زِ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن است و 329 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با کوزه گران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با اینکه کارگران آزاد در روم باستان اتحادیه یا انجمن‌هایی داشتند، اما اینها کمتر دربارهٔ مزد و ساعات یا شرایط کار اندیشه می‌کردند. به موجب روایات نوما نخستین کسی بود که آن‌ها را بنیاد کرد یا صورت قانونی بخشید. به هر تقدیر در قرن هفتم قبل از میلاد، سازمان‌هایی خاص نی نوازان، زرگران، مسگران، آهنکوبان، کفاشان، کوزه گران، رنگرزان و درودگران وجود داشت.

💡 در بازار قدیمی شهر، کوزه گران با مهارت بسیار زیاد در حال کار بر روی چرخ‌های سفالگری خود بودند و مشتریان با دقت به آن‌ها نگاه می‌کردند.

💡 بسیاری از کوزه گران هنرمند تلاش می‌کنند تا با استفاده از رنگ‌های طبیعی و تکنیک‌های قدیمی، اصالت آثار خود را در برابر محصولات صنعتی انبوه حفظ کنند.

💡 گروهی از کوزه گران ماهر برای بازسازی ظروف باستانی یافت شده در سایت‌های باستانی، با دقت و تمرکز بسیار بالا در حال کار بر روی این پروژه بزرگ هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران