لغت نامه دهخدا
قرین شدن. [ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) یار شدن. همسر شدن:
خاک خراسان بخورْد مر دین را
دین به خراسان قرین قارون شد.ناصرخسرو.
قرین شدن. [ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) یار شدن. همسر شدن:
خاک خراسان بخورْد مر دین را
دین به خراسان قرین قارون شد.ناصرخسرو.
( مصدر ) ۱ - نزدیک شدن اقتران ۲ - مصاحب شدن همنشین شدن: زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر. ( دیوان کبیر ۲ ) ۲۶: ۱ - همانند شدن چیزی بچیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسلمانان حدوداً از سال پنجاه تا اوایل دههٔ ۱۳۰ مهمترین ولایات این منطقه را فتح کردند و اسلام بهتدریج در میان مردم نفوذ یافت. در سدههای ۳ و ۴ قمری، ماوراءالنهر شاهد بالندگی فرهنگ و تمدن ایرانی، و رواج مجدد بازرگانی و صنعتگری بود. جغرافیانویسان آن روزگار ماوراءالنهر را در زمرهٔ آبادترین سرزمینهای اسلامی توصیف کردهاند. کاوشهای باستانشناسی نیز از رشد و توسعهٔ شهرها و افزایش بیسابقهٔ جمعیت در آن دوران حکایت دارد. دورهٔ سامانی که با نوزایی فرهنگی ماوراءالنهر و خراسان قرین بود، از نظر تاریخنگاران معاصر تاجیک آخرین مرحلهٔ تشکل قومیت تاجیک بهشمار میآید. اهمیت این دوره بیشتر به سبب ظهور زبان ادبی فارسی دری است که در نهایت شالودهٔ ملیت تاجیکان آسیای مرکزی و علت وجودی جمهوری تاجیکستان شد. با فراگیر شدن فارسی دری در مقام زبان ارتباطی اقوام ایرانی، زبانهای ایرانی سغدی، بلخی و خوارزمی به تدریج رنگ باختند و فرهنگهای محلی نیز در فرهنگ پهناوری که ادب فارسی جلوهگاهش بود، آمیخت. در فاصلهٔ ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری تاجیکستان بخشی از قلمرو سامانیان بود تا اینکه ترکان قراخانی با تصرف بخارا، سامانیان را سرنگون کردند و بر آسیای مرکزی مسلط شدند.
💡 اسیر دام هوی و قرین آز شدن اگر دمی و اگر قرنهاست، رسوائیم