فراخ دهن

لغت نامه دهخدا

فراخ دهن. [ ف َ دَ هََ ] ( ص مرکب ) کنایت از پرگوی و بی صرفه گوی است. ( از آنندراج ). بسیارگو و بدزبان. ( انجمن آرا ). اوسق. ( منتهی الارب ). بسیارگو و پوچ گو و هرزه چانه و بدزبان. ( برهان ). رجوع به فراخ دهان شود.

فرهنگ معین

( ~. دَ هَ ) ۱ - کسی که دهان گشاد دارد. ۲ - کنایه از: آدم پر حرف.

فرهنگ فارسی

آنکه دارای دهنی گشاد باشد ۲ - پرگوی و بیهوده گو پوچ گو هرزهچانه

جمله سازی با فراخ دهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهن تنگ و سر گرد و ابرو فراخ رخی چون گل سرخ بر سبز شاخ

💡 نازنین رفت سوی صندل شاخ دهنی تنگ و لابهای فراخ

💡 دهن تنگ را حدیث فراخ چون همی گویی، آخر این چه فن است

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز