عیب داشتن
مترادفها
نقص داشتن، ایراد داشتن، کاستی داشتن
متضادها
بیعیب بودن، بینقص بودن، کامل بودن
لغت نامه دهخدا
عیب داشتن. [ ع َ / ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) معیوب بودن. ناقص بودن. دارای نقصان بودن: امیر گفت این اندیشیده ام و نیک است، اما یک عیب بزرگ دارد... باد در سر کند. ( تاریخ بیهقی ص 264 ). صفت این خانه چنانکه هست از من پرس که عیبی ندارد. ( گلستان ).
- امثال:
اگر عیب داشت می لنگید.
|| بد دانستن. عیب کردن. عیب شمردن:
تا بِتْوانی برآور از خصم دمار
چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار.سعدی.- به عیب داشتن؛ عیب کردن. عیب شمردن: به عیب نداشته اند در هیچ روزگار که اندر چنین کارهای بزرگ بانام الحاح کنند. ( تاریخ بیهقی ص 211 ).
- عیبی ندارد؛ در اصطلاح عامه، اشکالی ندارد. لابأس. منعی ندارد. بد نیست. بد نمی نماید.
فرهنگ فارسی
معیوب بودن ناقص بودن دارای نقصان بودن بد دانستن عیب کردن عیب شمردن
جمله سازی با عیب داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه ما را عیب میگوید درین آشفتگی پیش آن رویش نمیباید نقابی داشتن
💡 هرزهنکوهی یا اسلات-شیمینگ (انگلیسی: Slut-shaming) عمل عیبجویی و انتقاد از افراد بهخصوص از زنان و دخترانی است که تصور میشود انتظارات از رفتار و ظاهر در مورد مسائل مربوط به تمایلات جنسی را نقض میکنند. این اصطلاح برای اصلاح واژهٔ هرزه و صلاحیتدادن به زنان و دختران برای داشتن اختیار بر تمایلات جنسی خود استفاده میشود. این اصطلاح ممکن است در مورد مردان همجنسگرا نیز استفاده شود، چرا که ممکن است به دلیل رفتارهای جنسی ناپسند با بیبندوباری در نظر گرفته شوند. اسلات-شیمینگ به ندرت برای مردان دگرجنسگرا اتفاق میافتد.