عشوه امیز

لغت نامه دهخدا

( عشوه آمیز ) عشوه آمیز. [ ع ِش ْ وَ / وِ ]( ن مف مرکب ) آمیخته به عشوه و فریب: همگان عشوه آمیز سخن میگفتند و کاری بزرگ افتاده سهل میکردند. ( تاریخ بیهقی ص 495 ). بر آن سخنان عشوه آمیز و غرورانگیز ایشان دل نباید نهاد. ( تاریخ بیهقی ص 599 ).

فرهنگ فارسی

( عشوه آمیز ) آمیخته به عشوه و فریب: همگان عشوه آمیز سخن میگفتند و کاری بزرگ افتاده سهل میکردند

جمله سازی با عشوه امیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شوخیهای حسن عشوه آمیز ز مغز داغ مجنون، شورش انگیز

💡 تغافل با نگاهش عشوه آمیز فریب اندود و نازش فتنه انگیز

💡 دمی در بزم و صد ره می‌کشد از بیم و امیدم عتاب عشوه آمیز و خطاب خنده آلودش

💡 به شیرین بذله شیرین شکر ریز برون داد این فریب عشوه آمیز

الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز