لغت نامه دهخدا
عز و لابه. [ ع ِزْ زُ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) عجز و لابه. عز و جز. ( فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به عز و جز شود.
عز و لابه. [ ع ِزْ زُ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) عجز و لابه. عز و جز. ( فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به عز و جز شود.
عجز و لابه عز و جز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مترجم: سپاس خداى را كه توفيق ترجمه تفسير الميزان را به اين بنده ناچيزش عطافرمود، و ترجمه آخرين جلدش در روز عيد غدير به پايان رسيد. اميد آن دارم كه اين خدمتناچيز در درگاه ربوبيتش و در پيشگاه مقدس خاتم الانبيا، و اوصياى گرام آن حضرتمقبول افتد. و خداوند عز و جل در اين ترجمه بركتى قرار دهد تا افراد بيشترى از آنمنتفع گردند.
💡 قول منسوب به خداى عز و جل در قرآن كريم، در وحى نبوى و در ابلاغ به وسيله وحىاستعمال مى شود، مانند آيه (و قلنا يا آدم اسكن ) و آيه (و اذ قلنا ادخلوا هذه القرية) و گاهى در الهام هم كه از نبوت نيست به كار مى رود، مانند آيه ( و اوحينا الى امموسى ان ارضعيه ).
💡 من اذن عشر سنين اسكنه الله - عز و جل - مع ابراهيم - عليه السلام - فى قبته او فىدرجته؛
💡 روى انه كان بالمدينة اذا اذن المؤ ذن يوم الجمعة نادى مناد حرم البيعلقول الله - عز و جل -: (يا ايها الذين امنوا اذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعواالى ذكر الله و ذروا البيع )(3)؛
💡 (يعنى بار خدايا مرا از عاريت داده شدگان (ايمان ) قرار مده و از تقصير بيرون مبر)گويد: من عرض كردم: اما عاريت داده شدگان، معنايش را دانستم، ولى معناى مرا ازتقصير بيرون مبر چيست ؟ فرمود: هر كارى را كه به خاطر خداى عزوجل انجام دهى پس خود را در آن كار پيش خود مقصر بدان، زيرا كه همه مردم در كارهايشانميان خود و خداى عز و جل تقصير كار و مقصرند). (138)