در گذشته، با وجود آنکه تلاشهای فکری و قانونی برای جلوگیری از وقوع طلاق هرگز به اندازه عصر حاضر نبود و جوامع بشری به بررسی علل پیدایش و افزایش آن و نیز یافتن راههای پیشگیری از این پدیده نمیپرداختند، آمارها حاکی از آن است که میزان طلاق در آن دوران به مراتب کمتر از امروز بوده است. بیتردید، علت اصلی این افزایش چشمگیر را باید در وضعیت زندگی اجتماعی، الگوهای رفتاری و اخلاقیات انسان مدرن جستوجو کرد که با دگرگونی در ساختار روابط انسانی، زمینهساز گسست خانوادهها شده است. به عنوان نمونه، نشریه «نیوزویک» چاپ آمریکا در تحلیلی به این نتیجه رسیده است که پدیده طلاق نهتنها زوجهای تازهپیوند، بلکه مادران آنان و همسران دیرینه را نیز به خود جذب کرده است؛ بهگونهای که از زمان جنگ جهانی دوم به این سو، سطح طلاق در ایالات متحده هرگز پایینتر از چهارصدهزار مورد در سال نبوده است.
بررسی آمارهای منتشرشده در ایالات متحده آمریکا ابعاد نگرانکننده این بحران اجتماعی را آشکار میسازد. در حال حاضر، نرخ طلاق در این کشور بالاترین رقم در سطح جهان است و پیشبینی میشود نیمی از ازدواجهای صورتگرفته در سال ۱۹۸۶ و نزدیک به دو سوم از پیوندهایی که در سال ۱۹۸۸ منعقد شدهاند، به جدایی منجر شوند. این روند صعودی در فاصله سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰، رشد بیش از دو برابری را تجربه کرد. پیامدهای این پدیده، افزون بر زوجین، کودکان را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است؛ بهطوری که از سال ۱۹۷۲ به بعد، سالانه بیش از یک میلیون کودک درگیر مسئله طلاق والدین خود شدهاند. در سال ۱۹۸۶، ۲۴ درصد از کودکان زیر هجده سال در خانوادههای تکسرپرست زندگی میکردند، در حالی که این رقم در سال ۱۹۶۰ تنها ۹ درصد بود.
تحول در نگرش اجتماعی نسبت به طلاق و تسهیل قوانین مرتبط با آن، از عوامل مؤثر در افزایش آمار جدایی محسوب میشود. در گذشتهای نه چندان دور، طلاق پدیدهای غمبار و گاه مایه رسوایی تلقی میشد و کمتر کسی جرأت میکرد از ضرورت آسانسازی آن سخن بگوید. اما با تغییر نگرشها از دهه ۱۹۷۰، نهتنها سرزنش زن و مرد به خاطر طلاق از فرهنگ عمومی حذف شد، بلکه این رویکرد در نظامهای حقوقی نیز منعکس گردید. در قوانین جدید، زن و مرد از حقوق مساوی در زمینه طلاق، مشارکت در اموال، سرپرستی فرزندان و دریافت نفقه برخوردار شدند. این پدیده تنها به ایالات متحده محدود نماند؛ بهعنوان مثال در بریتانیا نیز بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میزان طلاق سالانه ۹ درصد افزایش یافت و در دهه مذکور دو برابر شد. این روند تا سال ۱۹۷۲، بهویژه در پی تصویب قانونی که طلاق را برای بسیاری از افرادی که در پیوندهای پیشین گرفتار بودند آسانتر میکرد، مجدداً تکرار شد.