این واژه یک صفت نسبی و در بسیاری از موارد نام خانوادگی یا لقب مکانی است که به معنای «منسوب به طهران/تهران» به کار میرود و از نظر ریشهشناسی، به شخص، خاندان، یا اثری اشاره دارد که وابستگی جغرافیایی آن به شهر تهران است. در متون قدیم فارسی و عربی، صورت «طهران» نگارش کهن «تهران» بوده و به همین دلیل نسبت آن نیز به صورت «طهرانی» نوشته میشده است، در حالی که در نگارش امروز بیشتر صورت «تهرانی» رایج است. بر اساس لغتنامه دهخدا، این کلمه به معنای منسوب به طهران است و این نسبت بیشتر درباره طهران ری، یعنی شهر تهران امروزی، شهرت یافته است. در متون علمی، رجالی و کتابشناختی، این واژه معمولاً پس از نام اشخاص میآید تا محل انتساب یا خاستگاه آنان را مشخص کند؛ برای نمونه، در نامهایی مانند «آقابزرگ طهرانی» این واژه نشان میدهد که فرد به تهران منسوب بوده یا این نسبت به عنوان شهرت علمی او شناخته شده است. از منظر ادبی و زبانی، این کلمه یک صفت نسبی مکانی است، همانند واژههایی چون «اصفهانی»، «شیرازی» یا «تبریزی». گاهی این واژه نه فقط برای افراد، بلکه برای سبک، فرهنگ، لهجه یا آثار وابسته به تهران نیز به کار میرود؛ مانند «گویش طهرانی» یا «نسخه طهرانی». در متون تاریخی، استفاده از این صورت املایی بیشتر نشانه قدمت متن و پیروی از رسمالخط سنتی است. بنابراین، معنای اصلی این واژه «وابسته یا منسوب به شهر تهران» است، خواه در مورد اشخاص، خواه در مورد آثار و ویژگیهای فرهنگی.
طهرانی
لغت نامه دهخدا
طهرانی. [ طِ ] ( ص نسبی ) منسوب به طهران، خواه طهران اصفهان و خواه طهران ری، و شهرت به این نسبت در مورد طهران ری بیشتر از طهران اصفهانست. ( سمعانی ). و رجوع به ایران باستان ج 2 ص 2194 شود.
طهرانی. [ طِ ] ( اِخ ) رجوع به محمدتقی بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 874 شود.
طهرانی. [ طِ ] ( اِخ ) رجوع به محمدحسین بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 891 شود.
فرهنگ فارسی
منسوب بطهران خواه تهران اصفهان و خواه طهران ری.
جمله سازی با طهرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شماری از شاگردان وی تقریرات درسهای فقه و اصول او را تنظیم کردهاند، که مهمترین آنها کتاب «دلیل عروة الوثقی» از حسن سعید طهرانی و کتاب «بحوث فقهیه» از سید عزالدین بحرالعلوم است.
💡 بخش دوم کتاب با شرح حوادث مهم دوره فرمانروایان جغتای و خاندان قرا قویونلو شروع میشود. ابوبکر طهرانی در این قسمت پس از شرح ماجرای مرگ شاهرخ میرزای تیموری، حوادث عراق، فارس، خراسان و ماوراءالنهر را به طور کامل بیان میکند.
💡 من از زنهایِ طهرانی نباشم از آنهایی که میدانی نباشم