شیرازه شدن
مترادفها
منسجم شدن، پیوند خوردن
متضادها
از هم پاشیدن، گسستن
لغت نامه دهخدا
شیرازه شدن. [ زَ / زِ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) کنایه از فراهم آمدن است. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از فراهم آمدن است.
جمله سازی با شیرازه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سالهای پایانی فرمانروایی سامانیان نیرومند شدن روزافزون سرداران و سپاهیان در برابر دیوانسالاران از هم گسیختگی شیرازه کارها را در پی داشت و در چنین روزهایی هر کسی در گوشهای درفش خودكامگی برافراشت و از بيرون مرزها نيز بيگانگان چشم به مرزهای سامانی دوختند. سقوط بخارا یک بار با رخ دادن در سال ۹۹۲ زمینه ساز سرنگونی سامانیان شد و بار دیگر در سال ۹۹۹ همچون تیری بر پیکر فرسوده سامانیان فرود آمد و جانش را گرفت.
💡 چو نتوانی شدن شیرازه جمعیت خاطر مده زحمت به پرسش زینهار آشفته حالان را