شوخ بستن

لغت نامه دهخدا

شوخ بستن. [ ب َت َ ] ( مص مرکب ) پینه بستن دست از کار. ( یادداشت مؤلف ): شَثَن؛ شوخ بستن دست. کَنَب؛ شوخ بستن دست از عمل. ( منتهی الارب ). درشت و سخت و هنگفت شدن دست از کار و محنت و مزدوری و پینه بستن آن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پینه بستن دست از کار شوخ بستن دست

جمله سازی با شوخ بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتش سودای من از چوب گل بالا گرفت شوخی این طفل بیش از بستن گهواره شد

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز