لغت نامه دهخدا
شب شکستن. [ ش َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) شب به سر بردن. مبیت. ( مجموعه مترادفات ص 221 ). به سر شدن و به سر کردن شب. ( بهار عجم ):
شب شکستن بهر شبگیر است اندر زلف تو
شب شکست و هیچ دل را زهره شبگیر نیست.رکنای مسیح.
شب شکستن. [ ش َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) شب به سر بردن. مبیت. ( مجموعه مترادفات ص 221 ). به سر شدن و به سر کردن شب. ( بهار عجم ):
شب شکستن بهر شبگیر است اندر زلف تو
شب شکست و هیچ دل را زهره شبگیر نیست.رکنای مسیح.
شب بسر بردن مبیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تختهای بعد از شکستن هم نیامد بر کنار کشتی ما عاقبت کام دل از دریا گرفت
💡 یکی از مواردی که میتواند منجر به شکستن این چرخه معیوب گردد وجود فرزند/فرزندانی با تحصیلات عالیه در نسل بعدی میباشد. در این مثال لزوم حمایت دولتها از تحصیل و بهداشت رایگان و تأمین حداقل تغذیه سالم در مدارس مشاهده میگردد.
💡 گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه چون سحر بر ما شکستن میرسد پیش از کلاه
💡 دنیل دنت نویسندهٔ ایده خطرناک داروین شکستن طلسم و بسیاری آثار دیگر است. او همچنین حامی پروژهٔ روحانی است، سازمانی که از روحانیون آمریکایی که دیگر به خدا اعتقاد ندارند و نمیتوانند در اجتماعات خود مشارکت کنند، حمایت میکند.
💡 ستاد فون مانشتاین طرحی تحت عنوان عملیات وینترگِویتِر (طوفان زمستان) به منظور شکستن حلقه محاصره از بیرون به کمک دو انبر دو سپاه زرهی مهیا ساخت.
💡 محو نتوان کرد از دل پیچ و تاب عشق را تا قیامت این سلاسل از شکستن ایمن است