شاخ بر شاخ زدن
مترادفها
جنگیدن، ستیزه کردن، مبارزه کردن، درگیر شدن
متضادها
صلح کردن، آشتی کردن
لغت نامه دهخدا
شاخ بر شاخ زدن. [ب َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بر شاخ و برگ چیزی افزودن و فروع پی در پی بر یک اصل مترتب کردن. ( مقدمه التفهیم چ جلال همائی ص قسح ): کی باز گردند از چیزی که عمر بدان بگذاشتند و کتابها پر کردند از حکمهای سه گانی بر آن و شاخ بر شاخ زدن. ( التفهیم ص 400 ).
جمله سازی با شاخ بر شاخ زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکوفه بهر تماشای باغ عارض دوست سر از دریچه ی چوبین شاخ بر می کرد
💡 میوه چون پخته شود شاخ بر او زندان است سر منصور به آرامگه دار چه کرد؟
💡 وان قطرهٔ باران که فرود آید از شاخ بر تازه بنفشه، نه به تعجیل به ادرار
💡 رُخ باغ بُد زابر شسته به نم فشانان ز گل شاخ بر سر درم
💡 کنون در جامهٔ سبزست هر شاخ بر آن صورت که در فردوس حوراست
💡 نومید مباش ای سیف از بوی گل وصلش در باغ امید آخر هر شاخ بری دارد