لغت نامه دهخدا
شاخ پیراستن. [ ت َ ] ( مص مرکب )زدن شاخه های درخت. شاخ زدن. رجوع به شاخ زدن شود.
شاخ پیراستن. [ ت َ ] ( مص مرکب )زدن شاخه های درخت. شاخ زدن. رجوع به شاخ زدن شود.
زدن شاخه های درخت شاخ زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شوی ممتاز، در اصلاح کار خود بکوش میدهد بر سرفرازی نخل را پیراستن