شاخ شاخ کردن
متضادها
آشتی کردن، صلح کردن
لغت نامه دهخدا
شاخ شاخ کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تشعیب.
جمله سازی با شاخ شاخ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از رشک قرب شانه دلم شاخ شاخ شد این زهرگویی از بن دندان مار ریخت
💡 خوشدَمست او و گلویش بس فراخ با شِعار نو دِثار شاخ شاخ
💡 لبش خور هندی و حق شاخ شاخ دهان، چون لب کوره از هم فراخ
💡 گر ازین مویی چو شانه ره بری شاخ شاخ آید دلت چون شانهای
💡 هم آن را در افتاده بر شاخ شاخ هم این را ز ریشه کمر شاخ شاخ
💡 ز زلف دلکش تو گرچه ماند جامی دور سری ز تیغ بلا شاخ شاخ چون شانه
💡 وقتی گیاهان در شرایط محیطی مناسب رشد میکنند، شروع به شاخ شاخ کردن میکنند تا بتوانند سطح بیشتری از نور خورشید را برای فرآیند فتوسنتز جذب نمایند.
💡 شرکتهای بزرگ زمانی که به سوددهی میرسند، شروع به شاخ شاخ کردن فعالیتهای خود در بازارهای جهانی میکنند تا سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
💡 در فرآیند توسعه نرمافزار، تیمها باید مراقب باشند که با شاخ شاخ کردن بیش از حد کدهای خود، ساختار اصلی پروژه را دچار پیچیدگی و آشفتگی نکنند.