سرد حرف

لغت نامه دهخدا

سردحرف. [ س َ ح َ ] ( ص مرکب ) کسی که مردم از حرف او خوش نشوند و سخنش در دلها تأثیر نداشته باشد. مرادف سردبیان. ( آنندراج ):
بوسعت رو از تنگ ظرفان مباش
خس شعله سردحرفان مباش.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسیکه مردم از حرف او خوش نشوند و سخنش در دلها تاثیر نداشته باشد مرادف سردبیان.

جمله سازی با سرد حرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دلی گرم نشاط آمد و از حرف نخست گشت افسرده دل از سردی افسانهٔ ما

💡 حرف سردی کوه تمکین را ز جا برمی‌کند از نسیمی خانهٔ بی‌تابی دریا به پاست

💡 ز حرف سرد ناصح غفلتم افزود بر غفلت نسیم صبح، شد خواب مرا افسانهٔ دیگر

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز