روح فکری
مترادفها
اندیشه، تفکر، جریان فکری
لغت نامه دهخدا
روح فکری. [ ح ِ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روح ذکری فکری. بگفته امام غزالی از مراتب ارواح نورانیه بشریه است و آن روحی است که مصارف عقلی را گرفته میان آنها تألیفات و ازدواجاتی بوجود می آورد و از آنهامعانی شریفی را نتیجه میگیرد، و اگر مثلا دو نتیجه بدست بیاید میان آندو نتیجه را تألیف میکند و همچنین تا بینهایت روح بتزاید میرود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ذیل روح ). و رجوع به روح ( در اصطلاح حکمت ) شود.
فرهنگ فارسی
یا روح ذکری فکری
جمله سازی با روح فکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روشنگری آمریکایی یا عصر روشنگری آمریکا دورهای از شور فکری و فلسفی در سیزده مستعمرهٔ بریتانیا در قرن ۱۸ تا ۱۹ بود که به انقلاب آمریکا و ایجاد ایالات متحده آمریکا انجامید. روشنگری آمریکایی تحت تأثیر عصر روشنگری قرن ۱۷ و ۱۸ در اروپا و فلسفه بومی آمریکا قرار گرفت. به گفتهٔ جیمز مک گرگور برنز، روح روشنگری آمریکایی بر مبنای این بود که به آرمانهای روشنگری شکلی کاربردی و مفید در زندگی ملت و مردم بدهد.
💡 «هنر عنصر خودپرستی است. وقف کامل میخواهد. باید کاملاً برایش قربانی شد. نمیتوان گهگاه به آن پرداخت اما خوشبختی هم فقط جنبهٔ مادی ندارد. میتوان از لحاظ روحی و فکری خوشبخت بود. این باارزش و ماندنی است. قدرتی که در ملتهای قدیمی وجود دارد همین است. این اسلحهای است که ملتها را نگاه میدارد»