لغت نامه دهخدا
ره پرست. [ رَه ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) راه پرستنده:
آب گل خاک ره پرستانش
گل کمربند زیردستانش.نظامی.پس مسافر آن بود ای ره پرست
که مسیر و روش در مستقبل است.مولوی.رجوع به راه پرست شود.
ره پرست. [ رَه ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) راه پرستنده:
آب گل خاک ره پرستانش
گل کمربند زیردستانش.نظامی.پس مسافر آن بود ای ره پرست
که مسیر و روش در مستقبل است.مولوی.رجوع به راه پرست شود.
راه پرستنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک ستم پرست من ترک جفا نمیکند عهد به سر نمیبرد، وعده وفا نمیکند
💡 تا سفال درد باشد جام زمزم گو مده لذتی درمی پرستی نیست تا مردانه نیست
💡 اما پس از آن که در ۲۵ فوریه تمامی نیروهای مسلح اتریش از قبیل پلیس، ارتش اتریش، ارتش فدرال و نیروهای مسلح حزب وطن پرستان اتریش به سرکوب شدید سوسیال دموکراتها و معترظان پرداختند دو روز بعد یعنی در ۲۷ فوریه جنگ داخلی اتریش به پایان رسید.
💡 قسمتم جز بر همان مهمانسرای خود مباد از کباب دل پرست آن جا که خوان افشانده ام
💡 وی بیشتر به خاطر حضور در سریال آناتومی گری مشهور است. او در این سریال نقش پرستون برک را ایفا کردهاست.
💡 نمى شود كه انسان هم خود پرست باشد و هم خداپرست. نمى شود كه انسان هم منافعخودش را ملاحظه كند و هم منافع اسلام. بايد يكى از اين دوتا باشد