لغت نامه دهخدا
راه پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب )که با راه انسی و آشنایی دارد. که پیوسته ملازم راه است. که با راه رفتن پیوند همیشگی دارد:
حالی انگشتری گشاد ز دست
داد تا برد پیک راه پرست.نظامی.
راه پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب )که با راه انسی و آشنایی دارد. که پیوسته ملازم راه است. که با راه رفتن پیوند همیشگی دارد:
حالی انگشتری گشاد ز دست
داد تا برد پیک راه پرست.نظامی.
که با راه انسی و آشنایی دارد. که پیوسته ملازم راه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حالی انگشتری گشاد ز دست داد تا برد پیک راه پرست