لغت نامه دهخدا
( رنج آزموده ) رنج آزموده. [ رَ زْ / زِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رنج دیده. مشقت و محنت کشیده. تعب و زحمت دیده. رجوع به رنج آزمای و رنج آزمودن شود:
تو ای جفت رنج آزموده ز من
فدا کرده جان و دل و چیز و تن.فردوسی.
( رنج آزموده ) رنج آزموده. [ رَ زْ / زِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رنج دیده. مشقت و محنت کشیده. تعب و زحمت دیده. رجوع به رنج آزمای و رنج آزمودن شود:
تو ای جفت رنج آزموده ز من
فدا کرده جان و دل و چیز و تن.فردوسی.
( رنج آزموده ) رنج دیده، محنت کشیده، سختی دیده.
( رنج آزموده ) رنج دیده مشقت و محنت کشیده تعب و زحمت دیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو ای دخت رنج آزموده ز من فدا کرده جان و دل و چیز و تن
💡 ندانست ایچ کس کاو را چه بودهست چه بد دیدهست و چه رنج آزمودهست
💡 تو نه رنج آزمودهای نه حصار نه بیابان و باد و گرد و غبار