لغت نامه دهخدا
رفع دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) مرفوع کردن کلمه. ( ناظم الاطباء ).
رفع دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) مرفوع کردن کلمه. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O آيه، در ردّ ديدگاه آنان كه به بشر بودن پيامبر اعتراض داشتند، مى فرمايد: فرستادن پيامبر، سنّت الهى وضرورت دينى است، حتّى اگر همه اهل زمين فرشته بودند و نزاع و كشمكشى نيز ميان آنان نبود و همه در آرامش و رفاه بودند، باز هم فرستاده اى از جنس آنان از جانب خداوند مى آمد، چون وظيفه ى انبيا، تكامل و رشد معنوى و الگو دادن است، نه تنها رفع خصومت و دشمنى ميان آنان.
💡 وقف از جمله عقود معینی است که در فقه اهل سنت و امامیه از اعتبار خاصی برخوردار است. یکی از خصوصیات انسان مؤمن تخصیص دادن قسمتی از مالش برای نیازمندان است «و فی اموالهم حق معلوم* للسائل والمحروم». یکی از بهترین نوع تخصیص مال، وقف است که انسان مؤمن قسمتی از مالش را در جهت رفع مشکل موسسههای خدمات رسانی به اجتماع و نیازمندان وقف میکند که دائماً صرف آن شود.
💡 اصلاح از ماده صُلح به معنى آشتى دادن و رفع اختلاف، دعوا و مشاجره بين دو فرد و يادو گروه است. واژه اصلاح به اين معنى در قرآن كريم و احاديث، تحت عنوان اصلاحذات البين بين دو نفر يا دو گروه بكرّات بكار رفته است. 2