دولت ازهم گسیخته

مترادف‌ها

دولت فروپاشیده، دولت از هم پاشیده

متضادها

دولت متحد، دولت یکپارچه

فرهنگستان زبان و ادب

{collapsed state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولت درمانده ای که به کلی قدرت خود را از دست داده است

جمله سازی با دولت ازهم گسیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روان‌شناسی فرگشتی یک تلاش علمی طولانی‌مدت برای جمع‌آوری از رشته‌های انسانی ازهم گسیخته، پراکنده و متضاد متقابل، یک چارچوب تحقیقاتی یکپارچه و منطقی برای علوم روانی، اجتماعی و رفتاری - چارچوبی که نه تنها علوم فرگشتی را به‌طور کامل و برابر دربر می‌گیرد، بلکه به‌طور سیستماتیک تمام اصلاحات موجود در باورها و عملکردهای پژوهشی را که چنین ترکیبی نیاز دارد، انجام می‌دهد.

💡 در نتیجهٔ فشار محیط پیرامونی، جمعیت خرگوش‌ها دستخوش یک انتخاب ازهم گسیخته شده و مقادیر انتهایی یعنی دو فنوتیپ سیاه و سفید انتخاب می‌شوند، نه خاکستری!

💡 جانشینی ثانویه، جانشینی بوم‌شناختی است که پس از اینکه جانشینی اولیه ازهم گسیخته شد و برخی از گیاهان و جانوران هنوز وجود دارند، رخ می‌دهد. معمولاً زودتر از جانشینی اولیه رخ می‌دهد زیرا خاک در حال حاضر وجود دارد و دانه‌ها، ریشهها و اندام‌های رویشی زیرزمینی گیاهان ممکن است هنوز در خاک زنده بمانند.

💡 پس از وقوع جنگ‌های داخلی طولانی و بی‌امان، کشور با یک دولت ازهم گسیخته روبرو شد که دیگر توانایی اداره امور عمومی را نداشت.

💡 در آن دوران پر از آشوب، وجود یک دولت ازهم گسیخته باعث شد تا امنیت شهرها به شدت کاهش یافته و مردم دچار ناامنی شوند.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که فروپاشی اقتصادی و اجتماعی منجر به شکل‌گیری یک دولت ازهم گسیخته شد که کنترل هیچ منطقه‌ای را در دست نداشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران