دولت حامی
مترادفها
دولت پشتیبان
متضادها
دولت مخالف، دولت معارض
فرهنگستان زبان و ادب
{protecting power} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که بنا بر یک موافقت نامۀ بین المللی امور مربوط به تحت الحمایگی دولت تحت الحمایه را بر عهده دارد
ویکی واژه
دولتی که بنا بر یک موافقتنامۀ بینالمللی امور مربوط به تحتالحمایگی دولت تحتالحمایه را بر عهده دارد.
جمله سازی با دولت حامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تشکیل یک دولت حامی برای بخش کشاورزی میتواند با ارائه یارانهها و تسهیلات، باعث رشد تولید محصولات استراتژیک در کشور شود.
💡 بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند که وجود یک دولت حامی برای استارتاپها، زیرساختهای لازم برای نوآوری و رقابت در بازارهای جهانی را فراهم میکند.
💡 در دوران گذار سیاسی، نیاز به یک دولت حامی و باثبات برای حفظ امنیت و نظم اجتماعی در میان مردم بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.