فرهنگستان زبان و ادب
{failed state, failing state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که توانایی انجام وظایف خود را ندارد
{failed state, failing state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که توانایی انجام وظایف خود را ندارد
دولتی که توانایی انجام وظایف خود را ندارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جناحهای مختلف مسلح برای نفوذ در خلاء قدرت و آشفتگیهای پس از آن، به ویژه در جنوب، شروع به رقابت کردند. در سالهای ۱۹۹۰–۱۹۹۲، قوانین عرفی بهطور موقت به دلیل جنگ از بین رفت. این امر ورود ناظران نظامی UNOSOM I سازمانملل متحد در ژوئیه ۱۹۹۲ و به دنبال آن نیروهای حافظ صلح را سبب شد. درگیریهای جناحی در جنوب ادامه یافت. در غیاب دولت مرکزی، سومالی به یک " دولت درمانده " تبدیل شد. سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ با متحمل شدن تلفات سنگین کنار رفت و نیروی پاسدار ایجاد شده توسط سازمان ملل از هم پاشید. پس از فروپاشی دولت مرکزی، اکثر به قوانین عرفی و دینی بازگشتند. در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۸ دو دولت منطقه ای خودمختار نیز در بخش شمالی کشور تأسیس شد. این رویداد منجر به کاهش نسبی شدت جنگ گردید، به طوری که موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم سومالی را از فهرست اصلی درگیریهای مسلحانه خود برای سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ خارج کرد.