دم سیاوش

لغت نامه دهخدا

دم سیاوش. [ دَ م ِ وُ ] ( اِ مرکب ) چوبی است که جامه سرخ بدان زنند، و آن را خون سیاوش وخون سیاوشان و دار پرنیان و سیاوشان نیز گویند و به تازی دم الاخوین و به هندی بکم گویند، و وجه تسمیه آن است که چون افراسیاب سیاوش را کشت جایی که خون او بر زمین ریخته شد همان زمان این درخت از آن مقام رسته. ( شرفنامه منیری ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

چوبی است که جامه سرخ بدان زنند و آن را خون سیاوش و خون سیاوشان و دار پرنیان و سیاوشان نیز گویند.

جمله سازی با دم سیاوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازان بوم خرم چو گشتند باز سیاوش همی بود با دل به راز

💡 فزون کرد از این با سیاوش وفا زبان پر فسون بود دل پرجفا

💡 بر اساس فرمان شماره ۶۹ ریاست جمهوری آذربایجان به تاریخ ۲۱ ژوئیه ۱۹۹۲، پس از مرگش به سیاوش حسنوف نشان قهرمان ملی این کشور اعطاء گردید.

💡 کیخسروانه جام می خون سیاوش رنگ وی چون آتش کاوس کی کرده زر افشان صبح را

💡 خور چو گروی زره‌ سیاوش مه را بهر بریدن گرفت گوی زنخدان

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز