دستی پز

لغت نامه دهخدا

دستی پز. [ دَ پ َ ] ( نف مرکب ) دستی پزنده. دست پز. نانوا که در خانه نان پزد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- نان دستی پز؛ که در تنور نپزند و با ساج و غیره پزند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

دستی پزنده. دست پز. نانوا که در خانه نان پزد.

جمله سازی با دستی پز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابزار دستی رزوه‌کاری قلاویز و حدیده هستند. قلاویز برای دنده کردن داخل استوانه‌ها (مهره) به‌کار می‌رود در حالی‌که حدیده سطوح بیرونی استوانه را دنده می‌کند.

💡 هم دستی دو نرگس او بین که وقت کار بر صید آن کشیده کمان تیر این زده

💡 کاکلت پهلو تهی می کرد از باد صبا شانه را دستی به زلف عنبر افشانت نبود

💡 برای تولید قطعه در تعداد زیاد استفاده می‌شود و باز و بسته شدن قالب به وسیله سیستم‌های هیدرولیکی یا پنوماتیکی انجام می‌شود. اما قالب به صورت دستی پر می‌شود.

💡 اگر به یاد سلیمان همیشه دستی داشت من از لب تو سلیمان باده بر دستم

💡 وی سال‌ها در هنرستان موسیقی پسران به تدریس اشتغال داشته و هنر سنتور سازی را نیز تجربه کرده و در ساختن این ساز نیز دستی توانا دارد.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز