لغت نامه دهخدا
دج کردن. [ دَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) مهر کردن توده خرمن. با دج نشانها بر توده غله نهادن تا چون از آن چیزی بردارند فروریختگی نشان نشانه برداشتگی باشد. رجوع به دج شود.
دج کردن. [ دَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) مهر کردن توده خرمن. با دج نشانها بر توده غله نهادن تا چون از آن چیزی بردارند فروریختگی نشان نشانه برداشتگی باشد. رجوع به دج شود.
مهر کردن تود. خرمن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیستم میبایست برای توزیع همراه با قطع سیگنالینگ طبیعی و کار کردن پیرامون آنها طراحی شده باشد.
💡 باده روشن کشیدن در کنار لاله زار شمع روشن بر سر خاک شهیدان کردن است
💡 صدای امضای آنها برپایهٔ نواهای ۴ پارچه مرد و زن بود و توسط جان فلیپس، آهنگساز گروه که تصمیم گرفت با وارد کردن ضربهای جدید موسیقی فولک را پشت سر بگذارد، تنظیم میشد.
💡 او در سال ۱۳۹۴ «به سبب تلاشهای نوآورانه در همگانی کردن دانش نجوم» جایزه ترویج علم ایران را دریافت کرد.
💡 «دی هیدروژن مونوکسید» یا نام شیمیایی آب، یک نقیضه یا پارودی است که برای به فکر وادار کردن مردم استفاده میشود تا هر گفتاری را سهل باور نکنند و کمی روی آن فکر کنند.
💡 هر چند کوشیدم به جان دل بازماندن از بتان شاگرد ما زد دوست را، استاد کردن چون توان؟