لغت نامه دهخدا
دایره چی. [ ی ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دایره زن. دایره نواز. رجوع به دائره چی شود.
دایره چی. [ ی ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دایره زن. دایره نواز. رجوع به دائره چی شود.
( صفت ) آنکه دایره نوازد دایره چی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ممکن است سؤالی پیش بیاید مبنی بر این که آیا نباید نیم دایره را طوری در نظر بگیریم که نقطهٔ تکین دیگر،
💡 راست چون دایره بر مرکز خم می گردیم خنب قطب است مگر گویی و مخمور جُدَی
💡 نکته عشق نمودم به تو هان سهو مکن ورنه تا بنگری از دایره بیرون باشی
💡 معادلهٔ بیضی را میتوان بر اساس معادلهٔ دایره و با اعمال نگاشت خطی
💡 چون برآریم سر از دایره مشکینش؟ چرخ کردست درین دایره پرگار گرو
💡 بنگر آن دایره روی و برو نقطه خال دست تقدیر بصد لطف زده پرگارش