داغی شدن

لغت نامه دهخدا

داغی شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اثر داغ گرفتن بر اندام. در عداد داغداران در آمدن آدمی یا حیوان. || عیب دار شدن. معیوب شدن. || شهرت یافتن. رسوا گشتن. || کهنه شدن و ازاین جهت است که کهنه را داغینه گویند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اثر داغ گرفتن بر اندام

جمله سازی با داغی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خواهم از زلفت کمر گویی که: داغی بس ترا داغ غلامی بر جبین چون بی‌کمر دانم شدن

💡 در کمین شعلهٔ هر شمع داغی خفته است هر کجا تاجیست آخر نقش پا خواهد شدن

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز