داغ گرفتن

مترادف‌ها

گرم شدن، داغ شدن

لغت نامه دهخدا

داغ گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) داغ پذیرفتن. اثر داغ برو پیدا آمدن:
جایی که داغ گیرد دردش دوا پذیرد
الا که داغ سعدی کاول نظر نهادی.سعدی.دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می گیرد
چو لاله دامنم از آب داغ می گیرد.سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

داغ پذیرفتن

جمله سازی با داغ گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قوچان از گمرک باجگیران به ترکمنستان متصل می‌گردد و با عشق آباد، ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد و همچنین دارای ۲۸ کیلومتر مرز بین‌المللی با کشور ترکمنستان است و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۵۰ متر و با قرار گرفتن در بین ارتفاعات هزار مسجد و آلا داغ دارای آب و هوای معتدل و سرد است.

💡 حارثه پذيرفت و با آن جوان به نزد زياد رفت و به او گفت: چه مى شود كه بر اينجوان منت بگذارى و ناقه او را با گرفتن شترى ديگر عوض نمايى ؟ زياد گفت: بر آنناقه داغ زكات گذاشته شده و چنين چيزى غير ممكن است !

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران