لغت نامه دهخدا
داغ کاغذ. [ غ ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی ) صاحب آنندراج آرد: مخفی نماند که اقسام داغ بسیارست ازآن جمله داغی است که از سنگ میسوزند و داغی است که از آهن میسوزند و داغی است که جوانان عاشق پیشه کاغذ کبود را با لتّه کرباس فتیله ساخته بدست می سوزند و نزله را مفید بود و این از اهل زبان بتحقیق رسیده.