لغت نامه دهخدا
خلج نو. [ خ َ ل َ ج ِ ن َ ] ( اِخ ) قریتی است در پانصدوهفتادگزی طهران میان جیلونی و قال و در آنجا ایستگاه ترن است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلج نو. [ خ َ ل َ ج ِ ن َ ] ( اِخ ) قریتی است در پانصدوهفتادگزی طهران میان جیلونی و قال و در آنجا ایستگاه ترن است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
قریتی است در پانصد و هفتاد گزی طهران میان جیلونی و قال و در آنجا ایستگاه ترن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان رسمی و درباری سلسله خلجی فارسی بود. پس از آن عربی و برخی از زبانهای بومی شمال هند بودهاست. این استفاده از زبانهای مختلف، دری و هندی باعث به وجود آمدن اولین فرم از زبان اردو شد.
💡 تلمبه یدالله خلج، روستایی در دهستان چاه گز بخش حنا شهرستان بختگان در استان فارس ایران است.
💡 خلج روستایی در دهستان مالمیر بخش سربند شهرستان شازند استان مرکزی ایران است.
💡 خلج علیا روستایی در دهستان هندودر بخش سربند شهرستان شازند استان مرکزی ایران است.
💡 سابقا قرابکائول مرکز اداری شهرستان قرابکائول بود. اما در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷، این شهرستان منحل شده و اراضی آن به شهرستان خلج واگذار شد. در تاریخ ۹ نوامبر ۲۰۲۲، اراضی شهرستان سابق قرابکائول از شهرستان خلج جدا شده و به شهرستان صیاد واگذار شد.