لغت نامه دهخدا
خفت کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. پنهان و مترصد شکاری نشستن، چنانکه یوز و گربه و غیره. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفت کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. پنهان و مترصد شکاری نشستن، چنانکه یوز و گربه و غیره. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کمین کردن پنهان و مترصد شکاری نشستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیرا! بر نتابد پیل خفتان گرانت را زگردان کس به زه کردن نداند مرکمانت را
💡 معنی لغوی خفت کردن کمین کردن و شکار کردن است. با توجه به معنای لغوی این کلمه میتوان گفت که در اصطلاح و در عمل نیز فرد مجرم با کمین نشستن برای طعمه خود سعی میکند تا در فرصتی مناسب با ترساندن و تهدید افراد یا ضربه زدن و مجروح کردن او، پول و مال و یا هر چیزی که مدنظر داشته را از طرف بگیرد.