لغت نامه دهخدا
خطکاسه گر. [ خ َطْ طِ س ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط ششم از هفت خط جام جم. ( از ناظم الاطباء ).
خطکاسه گر. [ خ َطْ طِ س ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط ششم از هفت خط جام جم. ( از ناظم الاطباء ).
خط ششم از هفت خط جام جم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه کاسه گر نه کاسهفروشم نه کاسهلیس نه کیسهبر نه راهنشین نه قلندرم
💡 هزار کوزه دهد چرخ کاسه گر سامان کز آن میان نبود هیچ کوزه دسته درست
💡 ز بس سرها به خاک افکنده گردون بساط کاسه گر شد روی هامون
💡 خلق را یاد می دهد ز شراب آنکه از لاله کوه کاسه گر است
💡 تراکم کاسه گر خواهی نخوانند ز حلوای عسل دیگی بجوشان