خط بر اب کشیدن
مترادفها
نقش کشیدن، خط انداختن
لغت نامه دهخدا
( خط بر آب کشیدن ) خط بر آب کشیدن. [ خ َ ب َک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کار بیفایده کردن. || امر دشوار و صنعت عجیب نمودن. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
( خط بر آب کشیدن ) کار بیفایده کردن یا امر دشوار و صنعت عجیب نمودن.
جمله سازی با خط بر اب کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خط بر رخ اوگویی بر ماه زره دارد دل در بر اوگویی در سیم حَجَر دارد
💡 یا آنکه نیست از خط بر عارضت نشانی منشور ملک حسنست این خط بی نشانت
💡 بهطور کلی میتوان گفت پیوند نقاشی با ادبیات سست شده بود و خط بر رنگ در هنر نگارگری فایق شده بود.
💡 می خورد بر هم می روشن زدست انداز موج سبزه خط بر لب جانان گرانی می کند
💡 خط بر طرف روی تو یارب چه خوش افتاد بر ماه کسی غالیه میساید گویی؟
💡 اغلب این نوع رزولوشن به بزرگی یا کوچکی پیکسلهای تصویر بستگی دارد و میتوان مقدار تفکیکپذیری تصویر را با یکای جفت خط بر واحد طول سنجید.