خسته جگری

لغت نامه دهخدا

خسته جگری. [ خ َ ت َ / ت ِ ج ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) دلتنگی. غمناکی. ناشادی. ملولی. دل ریشی.

فرهنگ فارسی

۱ - دل ریشی دل آزرده دلی. ۲ - اندوهمندی.

جمله سازی با خسته جگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کف آبی به دل سوخته غمزده ای زن مشت خاکی به سر خسته خونین جگری کن

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز