خرمن ده

لغت نامه دهخدا

خرمن ده. [ خ َ م َ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در 2هزارگزی شمال سعیدآباد سر راه شوسه سیرجان به زیدآباد. جلگه، سردسیر. آب از قنات. محصول آن غلات، حبوبات، پنبه. شغل اهالی زراعت، مکاری. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سعید آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در ۲ هزار گزی شمال سعید آباد سر راه شوسه سیرجان به زید آباد.

جمله سازی با خرمن ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی گرمی شعله‌ای در جان ما افروخته خانمان‌سوز آتشی در خرمنی افتاده است

💡 بار الها، ايزدا، خودت را بما بشناسان، خدايا دلهامان، بنور معرفتت روشن فرما، بارمعبودا، شراره هاى آتش عشقت، بر خرمن وجودمان انداز كه سراپا و هماره در ان سوزيم،

💡 دل خود می‌خورد مورش، حزین از تنگدستی‌ها در آن خرمن که برق بی‌مروت خوشه‌چین باشد

💡 دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش نگه خورشید خرمن می‌کند از روی تابانش

💡 از سوغاتی‌های استان خراسان شمالی می‌توان به آبنبات بجنوردی، قره قروت، قره خرمن، نان قتلمه، آجیل فاروج، جزلاغ و گلیم اشاره کرد.

💡 دل از غش صاف چون گردید در دنیا نمی ماند چو خرمن پاک شد در دامن صحرا نمی ماند

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز