لغت نامه دهخدا
خرمن خانه. [ خ ِ / خ َ م َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) انبار خرمن. محلی که خرمن را در آنجا جمع می کنند. خرمنگاه. صبره.
خرمن خانه. [ خ ِ / خ َ م َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) انبار خرمن. محلی که خرمن را در آنجا جمع می کنند. خرمنگاه. صبره.
انبار خرمن محلی که خرمن را در آنجا جمع می کنند خرمنگاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه محمدعلی خسروشاهی مربوط به اواخر قاجریهاست و در بناب، میدان مهرآباد، کوچهٔ خرمن کوچه، پلاک ۵۳ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۳۹۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 از جلالت برق عالمسوز در هر خرمنی وز جمالت آفتابی فرش در هر خانهای
💡 چند در خانه زین سیر توان کرد ترا؟ تا کی این خرمن گل خرج یک آغوش شود؟
💡 خانه هوشنگ حکمت مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، محله لب آب، کوچه حاج رحیم خرمن دار واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۷۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خانه فاطمه حیدری مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، محله لب آب، کوچه حاج رحیم خرمن دار، پلاک ۶ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۶۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.