خر ناصرخان

لغت نامه دهخدا

خر ناصرخان. [ خ ِ ص ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین، واقع در 9هزارگزی شمال خاوری خسروی و پانصدگزی جنوب شوسه قصرشیرین. این ده تپه ماهور و گرمسیر است. آب از چاه. محصول آن غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه فرعی بشوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین. واقع در ۹ هزار گزی شمال خاوری خسروی و پانصد گزی جنوب شوسه قصرشیرین.

جمله سازی با خر ناصرخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناصرخان خود را ایلخان نامید، کنترل تمامی اراضی ایل قشقایی را به دست گرفت و دستور به از سرگیری کوچ داد.

💡 در این دوران انگلیسی‌ها که از قشقایی‌ها بیمناک شده بودند دست به تحریک ایلات دیگر برای مقابله با قشقایی‌ها زدند که با هوشیاری ناصرخان نتیجه نداد..

💡 سعید فاطمی به همراه ناصرخان قشقایی و کاظم قطب ازجمله افرادی بود که در مخفی شدن دکتر حسین فاطمی نقش عمده داشت و در ایامی که او مخفی بود نقش رابط فاطمی را ایفا می‌کرد.

💡 در آغاز قشقایی‌ها پیروزی‌های زیادی به دست آوردند اما با یورش نیروهای ایلات خمسه به رهبری قوام که توسط انگلیسی‌ها تجهیز شده بودند ورق برگشت و ناصرخان دستور عقب‌نشینی داد..

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران