لغت نامه دهخدا
خرطبیعت. [ خ َ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) احمق. نادان. ( یادداشت بخط مؤلف ):
گاو خرف خوی خرطبیعت نادان
جز که ز پهلوی خود کباب نیابد.ظهیرفاریابی.
خرطبیعت. [ خ َ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) احمق. نادان. ( یادداشت بخط مؤلف ):
گاو خرف خوی خرطبیعت نادان
جز که ز پهلوی خود کباب نیابد.ظهیرفاریابی.
احمق نادان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقشه و طرحهای فرش تکاب برگرفته از فرهنگ و طبیعت این شهرستان است. از دیگر صنایع دستی تکاب میتوان به گلیم، جاجیم، صنایع چوبی و پشمی اشاره کرد. اتاقک
💡 درین دیار چنان قدر وی عزیز بود که قدر عافیت اندر طبیعت رنجور
💡 گوئی به هیچ روی تغیر پذیر نیست دست طبیعت آنچه نهد در سرشت ما
💡 در آ ز چاه طبیعت چو شاه مصر وجود ترا که منطقه عقد اقتداست رسن
💡 دارای طبیعتی گرم و خشک است. خواص: رفع سوء هاضمه و کبد چرب، سم زدای کبد، ضد سرطان، کاهنده قند و کلسترول خون، ضد خارش دورران بارداری، رفع علایم هپاتیت و یرقان.
💡 دیدی که چه سان دست طبیعت او را از دایره با مشت و لگد بیرون کرد؟