خت و خلوت

لغت نامه دهخدا

خت و خلوت. [ خ َ ت ُ / ت ْت ُ خ َ وَ ] ( ص مرکب، از اتباع ) وصف است مرجایی را که هیچکس بدانجا نیست یا مردم بدانجانهایت قلیل است. ( از یادداشتهای مرحوم مؤلف ): با وجودی که کوچه خت و خلوت بود من او را بدانجا دیدم.

فرهنگ فارسی

وصف است مر جایی را که هیچکس بدانجا نیست یا مردم بدانجا نهایت قلیل است.

جمله سازی با خت و خلوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سنگ در تل بچه خرو واقع گشته‌است؛ که تقریباً در وسط روستا و در جایی آرام و خلوت است.

💡 این بهانه ست ارنه شب تیره ست و خلوت بی رقیب اینت زیبا اتفاقی فرصتت چون نیست هست

💡 تماس وارتباط منافقان با مؤ منان، آشكار وعلنى است ولى تماس آنان با كفّار يا سران و رهبران خود، سرّى و محرمانه، در نهان و خلوت صورت مى گيرد.

💡 صوفی ما مست و خلوت مست و ذوق و حال مست هم مرید و پیر مست و طالب دیدار مست

💡 داشتن مکانی به عنوان سرپناه، ایمنی و خلوت، یعنی خانه، معمولاً یک نیاز اساسی فیزیولوژیکی انسان تلقی می شود، که بنیادی برای انگیزه‌های بالاتر انسانی ایجاد می کند.

💡 دوستان وى نمى ميرند وليكن از سرايى به سرايىنقل كنند و در رياض (511) انس و خلوت خانه لحد راز گويند. بيت: